تبليغاتX
ب ی ر ق "ع ش ق"
مذهبی-سیاسی
 

خدا رحمت کنه "شهید محسن دهمرده" رو.

همین چند روز پیش شهید شد.قرار بود داماد بشه!کارت عروسیشم آماده بود!

اتفاقا داماد شد!

روز سوم شهادتش مصادف شد با روز حنابندونش!!!

خوش به سعادتش.

اللهم الرزقنا....

رفیقان میروند نوبت به نوبت...

نوشتم شاید سبک بشم اما نشد...!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 0:53  توسط محمود مجلسی  | 

 

از گریه ی عرش،آسمان دریا شد

یک قطره چکید و مثل عاشورا شد

با شال عزا،مرد غریبی میگفت:

ایام عزای مادرم زهرا(س)شد

 

در وسط کوچه تو را میزدند     کاش...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 0:40  توسط محمود مجلسی  | 

 

اشکان دو چشم تر من چون دریاست

امسال تمام روزیم از زهراست

از بوی تنور فاطمه (س) فهمیدم

سالی که نکوست از بهارش پیداست

 

جاتون کربلا خالی بود...

راستی، السلام فاطمیه فاطمیه یا زهرا(س)...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 23:41  توسط محمود مجلسی  | 

 

یا صاحب الزمان(عج):

پای هفت سین دلت یواشکی زمزمه کن

زیر لب یه یادی از نور دل فاطمه کن

چشماتو خیره کن و سوره ی والعصر و بخون

یه دعا برا ظهور پسر فاطمه کن

یا اباعبدالله(ع):

زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع

در ذهن به جز تو آفریدن ممنوع

غیر از تو ورود دیگران در قلبم

عمرا،ابدا،هیچ،اکیدا ممنوع

 

انشاالله به کربلا برسم دعاتون میکنم.دعا کنید برسم...با اینکه مسافرم ولی تا نرسم باورم نمیشه....(حلالم کنید)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 8:8  توسط محمود مجلسی  | 

 

سائل و سینه زنی،سیب،سحر،سوره ی فجر

سوز دل بهر عزای تو دمادم داریم

هفت سین کرمت جور همیشه آقا

ما فقط یک "سفر کرببلا" کم داریم....!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 23:27  توسط محمود مجلسی  | 

 

هدیه به اربابم علی اصغر(ع) که همیشه نگاهم کرده:

میکشم تیر از گلویی که به مویی بند بود

گرچه میترسم بپاشد حنجرت را بیشتر...

 

اینم تذکری به خودم:

کارتان را برای خدا نکنید! برای خدا کار کنید!

تفاوتش فقط همین اندازه است که ممکن است حسین(ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 16:10  توسط محمود مجلسی  | 

 

ارباب ما حسین(ع)،خود نیز،مجنون الحسین(ع) است!!

 

"حلالم کنید،انشاالله مسافر حرم ارباب بی کفن(ع) هستم."

 

نشسته ام چو غباری به شوق اذن دخول

بیا بگو نتکانند پادری ها را...!

روی کفنم نام حسین بنویسید

به خدا نام حسین میبردم سوی بهشت...

انشاالله یکم فروردین ۹۱ مسافر کربلام.حلالم کنید

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 15:16  توسط محمود مجلسی  | 

 

یا صاحب الزمان(عج):

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاده مسیرم که بمیرم

 

بازم جمعه و بازم....

از فردا دوباره شروع به خوندن میکنیم:

شاید این جمعه بیاید شاید...

 

"برای یار،بار نباشیم...!!!"

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 15:1  توسط محمود مجلسی  |